گنج

غزل شمارهٔ ۲۵۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انیزکنند۹ بیت
خوب‌رویانِ جفاپیشه وفا نیز کنندبه کسان درد فرستند و دوا نیز کنند
پادشاهانِ ملاحت چو به نخجیر روندصید را پای ببندند و رها نیز کنند
نظری کن به من خسته که ارباب کرمبه ضعیفان، نظر از بهر خدا نیز کنند
عاشقان را ز بر خویش مران تا بر توسر و زر هر دو فشانند و دعا نیز کنند
گر کند میل به خوبان، دل من! عیب مکنکاین گناهی‌ست که در شهرِ شما نیز کنند
بوسه‌ای زآن دهن تنگ بده یا بفروشکاین متاعی‌ست که بخشند و بها نیز کنند
تو ختایی‌بچه‌ای از تو خطا نیست عجبکآن که از اهل صوابند خطا نیز کنند
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیستپادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند
سعدیا گر نکند یاد تو آن ماه، مرنجما که باشیم که اندیشهٔ ما نیز کنند