گنج

غزل شمارهٔ ۱۸۰

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انکرد۱۰ بیت
انصاف نبود آن رخ دل‌بند نهان کردزیرا که نه رویی‌ست کز او صبر توان کرد
امروز یقین شد که تو محبوب خداییکز عالم جان این همه دل با تو روان کرد
مشتاق تو را کی بود آرام و صبوری؟هرگز نشنیدم که کسی صبر ز جان کرد
تا کوه گرفتم ز فراقت مژه‌ام آبچندان بچکانید که بر سنگ نشان کرد
زنهار که از دمدمهٔ کوس رحیلتچون رایت منصور چه دل‌ها خفقان کرد
باران به بساط اول این سال بباریدابر این همه تأخیر که کرد از پی آن کرد
تا در نظرت باد صبا عذر بخواهدهر جور که بر طرف چمن باد خزان کرد
گل مژدهٔ بازآمدنت در چمن انداختسلطان صبا پُر زر مصریش دهان کرد
از دامن کُه تا به در شهر بساطیاز سبزه بگسترد و بر او لاله‌فشان کرد
شاید که زمین حله بپوشد که چو سعدیپیرانه سرش دولت روی تو جوان کرد