گنج

بخش ۶ - حکایت

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۹ بیت
شکم صوفیی را زبون کرد و فرجدو دینار بر هر دوان کرد خرج
یکی گفتش از دوستان در نهفتچه کردی بدین هر دو دینار؟ گفت
به دیناری از پشت راندم نشاطبه دیگر، شکم را کشیدم سماط
فرومایگی کردم و ابلهیکه این همچنان پر نشد وآن تهی
غذا گر لطیف است و گر سرسریچو دیرت به دست اوفتد خوش خوری
سر آنگه به بالین نهد هوشمندکه خوابش به قهر آورد در کمند
مجال سخن تا نیابی مگویچو میدان نبینی نگه دار گوی
وز اندازه بیرون، مرو پیش زننه دیوانه‌ای تیغ بر خود مزن
به بی رغبتی شهوت انگیختنبه رغبت بود خون خود ریختن