بخش ۱۵ - گفتار اندر ثمره جوانمردی
ببخش ای پسر کآدمی زاده صیدبه احسان توان کرد و، وحشی به قید
عدو را به الطاف گردن ببندکه نتوان بریدن به تیغ این کمند
چو دشمن کرم بیند و لطف و جودنیاید دگر خبث از او در وجود
مکن بد که بد بینی از یار نیکنروید ز تخم بدی بار نیک
چو با دوست دشخوار گیری و تنگنخواهد که بیند تو را نقش و رنگ
و گر خواجه با دشمنان نیکخوستبسی بر نیاید که گردند دوست