بخش ۳۴ - گفتار اندر نواخت لشکریان در حالت امن
دلاور که باری تهور نمودبباید به مقدارش اندر فزود
که بار دگر دل نهد بر هلاکندارد ز پیکار یأجوج باک
سپاهی در آسودگی خوش بدارکه در حالت سختی آید به کار
سپاهی که کارش نباشد به برگچرا دل نهد روز هیجا به مرگ؟
کنون دست مردان جنگی ببوسنه آنگه که دشمن فرو کوفت کوس
نواحی ملک از کف بدسگالبه لشکر نگه دار و لشکر به مال
ملک را بود بر عدو دست، چیرچو لشکر دل آسوده باشند و سیر
بهای سر خویشتن میخوردنه انصاف باشد که سختی برد
چو دارند گنج از سپاهی دریغدریغ آیدش دست بردن به تیغ
چه مردی کند در صف کارزارکه دستش تهی باشد و کار، زار