گنج

شمارهٔ ۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: ارد۱۰ بیت
سرافرازا تو آن صدری که طبعتبه جز تخم نکو نامی نکارد
گلستان کرم را بشکفد گلاگر ابر کفت بر وی به بارد
میان هر چه زان عاجز شود وهمحکومتها همه رایت گذارد
ز من دریاب و این یک نکته بشنوکه هر کان بشنود بر دل نگارد
تبی کامد به تو نز بهر آن بودکه تا بر خاطرت رنجی گمارد
ز بس کامیخت با دونان بترسیدکه او را هر کس از دونان شمارد
به دریای لطافت کان تن تستفروشد تا مگر غسلی برآرد
پس آنگه زود برگردید و دانستکه تاب حمله دریا ندارد
سزد گر طبعت از روی بزرگیچنین بی خردگی زو در گذارد
نصیب خصم بی آب تو با داتبی کورا به خاک و گل سپارد