شمارهٔ ۲
بیامدی صنما بر دو پای بنشستیدلم ز دست برون کردی و بِدَر جستی
نه مست بودی و پنداشتم که چون مستانهمی به حیله شناسی بلندی از پستی
سه روز شد پس از آن تا ز درد فرقت تونه هوشیاری دانم که چیست نه مستی
درست گشت که جان منی بدان معنیکه تا زمن بگسستی به من نه پیوستی
به جان جانان گر تو به دست خویش دلمچنانکه بردی امروز باز نفرستی