گنج

شمارهٔ ۱

روی چون حاصل نکوکارانزلف چون نامه گنهکاران
غمزه مانند آرزوی مضردر کمینگاه طبع بیماران
خیره اندر کرشمه چشمشذوق مستان و هوش هشیاران
اندر آمد به مجلس و بنشستچادرش بستدند از او یاران
زیر و بم را به غمزه گویا کردتا بگفتند راز میخواران