گنج

شمارهٔ ۸۲ - در مدح سلطان مسعود بن ابراهیم و پسرش شیرزاد عضدالدولة

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ین۱۶ بیت
نو گشت به فر ملک این صفه زریناین صفه زرین که بهشتی است نوآئین
این گنبد ثابت که در او ثابت گشتندخورشید و مه و مشتری و زهره و پروین
این مجلس خرم که در او چهره نمودندخیری و گل و نسترن و سوسن و نسرین
خضر است به باغ ملک آراسته از نورحور است به قصر ملک آورده به کابین
وصاف چنین قبه نیارست در اوصافنقاش چنین نقش نپرداخته در چین
رود از خم طاقتش به صدا یافته از یادسحر از خط صنعتش نوا ساخته تلقین
سقفش به سرافرازی چون حشمت پیروزشکلش به دل افروزی چون صورت شیرین
با برگ گل از گلشن ریزان شده تکیهتکیه شده در مجلس او با گل گلچین
خسرو عضدالدوله خرم شده در آن (وی)مر پادشه شاهان سلطان سلاطین
مسعود که از اختر مسعود فروزددر دایره کفر همی نایره دین
عالم ز رضا و سخطش پیش دل و چشمگه چشمه خضر آرد گه کوره بر زین
احرار سرایش همه با حکمت لقماناترک سپاهش همه با حشمت افشین
در جنگ دلیریش پلنگ جگر آورگوئی که رمیدستی گنجشک ز شاهین
در حق سواریش به چابک زبر چرخگفتی که فرودستی زین از بر خرزین
تا مار نه چون رمح بود شهد نه چون صبرتا باز نه چون جغد بود مهر نه چون کین
این شیر در این بیشه آباد بمانادبه ازاده و با آنکه از او زاید آمین