شمارهٔ ۷۷ - ایضاً له
میل کرد آفتاب سوی شمالروز فرسوده را قوی شد حال
باد بر شاخ کوفت شاخ درختخاک در بیخ دوخت بیخ نهال
کوه در آب رفت از آتش میغلاله آتش گرفت از آب زلال
سوسن خوش زبان بدید به گفتبا رسول سحر جواب و سؤال
گاو چشم دلیر و شوخ گشودچشم در شیرمان شیر آغال
دایه نسترن همی برسدبحق شیر یک جهان اطفال
ابر بخشنده بین که بخشیده استدر سواد و بیاض گیتی خال
سرو حیران نگر که آورد استاز خروش هزار دستان حال
بید را سایه ایست میلا میلجوی را مایه ایست مالامال
درج رز درج گوهریست حرامجام گل جام مسکریست حلال
شو در باغ کوب و بهمن چینرو ره راغ گیر و سنبل مال
باده خواه و بیاد صاحب نوشصاحب مکرم عدیم مثال
ثقة الملک طاهر بن علیصدر اسلام و قبله اقبال
آسمانی که جرم کوکب اونه هبوط آزماید و نه وبال
آفتابی که قرص قالب اونه کسوف اقتضا کند نه زوال
حزم او سد رخنه یأجوجعزم او رد حمله دجال
پیش طبعش گران هوای سبکنزد حلمش سبک ثقال جبال
باز گرداند اژدهای دژمشهد رفقش به سر که ماهی دال
پشت و پهلوی شور و فتنه به دوستساکن بستر کلال و ملال
ساعد و ساق دین و دولت از اوستحامل طوق و باره و خلخال
هر زمان بردبارتر بیندعاقل او را در اتساع مجال
هر زمان تازه روی تر یابدسائل او را در اقتراح سؤال
کلک معروف او به عنف کشدحلقه در گوش نیزه ابطال
رأی خندان او به خنده زندخاک در چشم حیله محتال
اثر داغ یوز نگذاردسعی راعیش بر سرین غزال
ای یمین تو مشرق حاجاتای یسار تو مکسب آمال
بنده در گوشه ایست کز عطشتزو به تف تشنه ماند آب زلال
صید او بی نوا چو صید حرمکسب او کم بها چو کسب حلال
سزد از همت تو گر شب اوروز گردد به شغلی از اشغال
تا برادیست نام حاتم طیتا بمردیست نام رستم زال
همه با فرخیت باد قرانهمه با خرمیت باد وصال
کار تو به ز کار و شغل و ز شغلماه تو به ز ماه و سال ز سال
در پناهت نتیجه فضلادر جنابت ضمیمه افضال
وامش از ابتلا بود چون کوهکامش از احتما شکسته چو نال