گنج

شمارهٔ ۶۶ - در مدح ابوحلیم زریر شیبانی

وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیه: انی۲۵ بیت
ای شیر دل ای زریر شیبانیای قوت بازوی مسلمانی
ای رای تو چشم عقل بیدارانای خشم تو تیغ تیز سلطانی
با عدل تو ظلم عدل نوشروانبا علم تو جهل علم یونانی
پیمان تو گاه صلح فاروقیدستان تو روز جنگ دستانی
از گنج تو امتی در آسایشاز رنج تو عالمی در آسانی
درگاه ترا خلود فردوسیدربان تو را جلوس رضوانی
آنجا که نه نعمت تو درویشیوآنجا که نه حشمت تو ویرانی
آن میغ کمان ور است قربانتکاندر سر اوست فعل طوفانی
وآن برق مجسم است شمشیرتکاندر حک اوست جان جسمانی
شیطان سنان آبدارت راناداده شهاب کوب شیطانی
باران کمان کامکارت رانادوخته روزگار بارانی
زور توبه عربده سخن گفتهاز نوک زبان طفل ماکانی
داغ تو به خاصیت وطن کردهبر تخته ران اسب گیلانی
سر خوانی سرکشان قضا خواهدچون کوس تو کوفت شعر سرخوانی
پیشانی سرکشان قفا گرددچون پیش کنی به حمله پیشانی
میل تو به حربگه فزون بیننداز میل طفیلیان به مهمانی
بر سفره رزم رزم جویانتچیزی نخورند جز پشیمانی
رازی که زمانه داشت اندر دلدر حق نظام شرق و غرب آنی
تصدیق کند سپهر اگر گویدگوینده ترا سکندر ثانی
چرخی شب و روز تیز از آن گردیماهی مه و سال تند از آن رانی
خواهی که شوی مقیم نشکیبیکوشی که کنی مقام نتوانی
تا طبع درشت و نرم رویاندخار و گل عقربی و میزانی
در صدر تو سعد باد ناهیدیبا قدر تو باد اوج کیوانی
آثار غزات تو فرامرزیاحکام قضای تو سلیمانی
حفظ تو به سایه زاد و در ظلشآرام گرفته انسی و جانی