شمارهٔ ۲۹ - ایضاً له
این مبارک پی بنای محکم گردون نهانکرده شاگردیش گردون خوانده او را اوستاد
روز و شب در آفتاب و سایه اقبال و بختجای ابراهیم بن مسعود ابراهیم باد
مشرق میدان شاه دین فروز دین پرستدیده بان بارگاه خسرو خسرو نژاد
تا جهان را بیخ و شاخ و برگ و بار اندر بقاآتش گرم ست و آب سرد و خاک خشگ و باد
شاه ابراهیم نازان بر فراز آن بناتن درست و دل قوی و طبع راد و روح شاد
او به جاه از جم گذشته کامران بر تخت ملکبندگان او رسیده زو به جاه کیقباد