گنج

شمارهٔ ۳۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ند۶ بیت
جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیستهمین بلات بس است، ای به هر بلا خرسند
خیال رزم تو گر در دل عدو گرددز بیم تیغ تو بندش جدا شود از بند
ز عدل تست به هم باز و صعوه را پروازز حکم تست شب و روز را به هم پیوند
به خوشدلی گذران بعد ازین، که باد اجلدرخت عمر بداندیش را ز پا افگند
همیشه تا که بود از زمانه نام و نشانمدام تا که بود گردش سپهر بلند
به بزم عیش و طرب باد نیک‌خواه تو شادحسود جاه تو بادا ز غصه زار و نژند