گنج

بخش ۱۷ - احمد غزالی طوسی قُدِّسَ سِرُّه

۳ بیت

جامع بوده میان علوم ظاهریه و باطنیه. برادر کهتر شیخ ابوحامد محمد غزالی مشهور به حجّةالاسلام است. غزال قریه‌ای است از طوس. غرض، جناب شیخ از اکابر اهل علم و حال و از اعاظم محققین و مرید شیخ ابوبکر نساج طوسی می‌باشد و شیخ العارف عین القضات همدانی قدّس سرّه صاحب کتاب تمهیدات است. تربیت از آن جناب یافته است. کتاب سوانح العشاق را در غلبهٔ محبت، وی نوشته. آن رساله‌ای است نظماً و نثراً سخنان خوب و عبارات مرغوب دارد. در سنهٔ پانصد و بیست و هفت وفات یافت. مزارش در قزوین است. تیمّناً این ابیات از وی نوشته شد:

چون چتر سنجری رخ بختم سیاه بادبا فقر اگر بود هوس مُلک سنجرم
تا یافت جان من خبر از مُلک نیم شبصد مُلک نیمروز به مویی نمی‌خرم
عریان، ملک بخشم، گویی که خامه‌امخاموش نکته گویم و گویی که دفترم
رباعیات
با عشق روان شد از عدم مرکب ماروشن ز چراغ وصل دایم شب ما
زان می که حرام نیست درمذهب ماتا روز اجل خشک نیابی لب ما

٭٭٭

از بس که دلم طریق عشقت سپرداشکم به من و تو بر همی رشک برد
بنگر که به دیده در همی چون گذردتا نگذارد که دیده در تو نگرد

٭٭٭

عشقی به کمال و دل ربایی به جمالدل پر سخن و زبان ز گفتن شده لال
زین نادره‌تر کجا بود هرگز حالمن تشنه و پیش من روان آب زلال

٭٭٭

گر زلف تو سلسله است، دیوانه منمور عشق تو آتش است، پروانه منم
پیمان ترا به شرط پیمانه منمبا عشق تو خویش، از تو بیگانه منم

٭٭٭

تا با خودی ار چه همنشینی با منای بس دوری که از تو باشد تا من
در من نرسی تا نشوی یک با منکاندر ره عشق با تو کنجی با من