گنج

غزل شمارهٔ ۶۶

بی‌رخت گر بگل نظاره کنیمدشنه گردیم و سینه پاره کنیم
نه فراموشی و نه یاد کنیخود بفرمای تا چه چاره کنیم
آتش عشق تو جهانسوز استهرزه ما از میان کناره کنیم
داغ را هم به داغ سینه نهیمزخم راهم به زخم چاره کنیم
با همه عیب و فسق و زرق و خیالعیب رند شرابخواره کنیم
دلق سالوس اگر بیندازیمبت و زنار آشکاره کنیم
چون رضی صد هزار جان خواهیمتا فدایش هزار باره کنیم