گنج

غزل شمارهٔ ۶۰

قافیه: انمیزنم۱۱ بیت
چون دم از سودای جانان میزنمآتش اندر آب حیوان میزنم
شور لیلی طاقتم را طاق کردهمچو مجنون بر بیابان میزنم
جرعهٔ دردی بصد خون جگرمیکنم پیدا و پنهان میزنم
میکشم آهی بیاد لعل اوآتش اندر آب حیوان میزنم
گرچه مستم راه مسجد میرومگرچه گبرم لاف ایمان میزنم
بی‌نیٰازم دار و معذورم اگرخنده بر ناز طبیبان میزنم
عشقم اسباب بزرگی کرده سازتکیه بر جای بزرگان میزنم
داغ را هم داغ مرهم مینهمزخم را هم زخم بر جان میزنم
گریه بر تاج فریدون میکنمخنده بر تخت سلیمان میزنم
بر سر دریای خون جولان زنمبی تو گر مژگان به مژگان میزنم
پادشاه وقت خویشم چون رضیمهر طغرا را انالان میزنم