غزل شمارهٔ ۴۷
مرا چگونه نباشد حضور عیش و فراغکه زخم بر سر زخم است و داغ بر سر داغ
مرا چنانکه منم بینی و نگوئی هیچازین تغافل جانسوز سخت داغم داغ
اگر جگر جگر و دل دلم خورد، شایدکه پیش آن گل رعنا، یکیست بلبل و زاغ
ملاف هیچ بر عاشقانش از خورشیدبه آفتاب پرستان چه دم زنی ز چراغ
نسیم وصل پریشان و بیدماغم کردنساخت گلخنیان را هوای گلشن داغ
کسش نیافت نشان آنکه از تو یافت نشانکسش نیافت سراغ آنکه از تو یافت سراغ
دگر بسان رضی عاشقی نخواهی یافتبگردی ار همه ویرانهٔ جهان به چراغ