گنج

شمارهٔ ۴ - تو را خواهم

۱۳ بیت
نه راحت از فلک جویمنه دولت از خدا خواهم
وگر پرسی چه می خواهیتو را خواهم تو را خواهم
نمی خواهم که با سردیچو گل خندم ز بی دردی
دلی چون لاله با داغمحبت آشنا خواهم
تو را خواهم تو را خواهم
چنان با جان من ای غمدرآمیزی که پنداری
تو از عالم مرا خواهیمن از عالم تو را خواهم
تو را خواهم تو را خواهم
بسودای محالم ساغر میخنده خواهد زد
اگر پیمانه عیشیدرین ماتم سرا خواهم
نیابد تا نشان از خاک منآیینه رخساری
رهی خاکستر خود راهم آغوش صبا خواهم
من از عالم تو را خواهمتو را خواهم تو را خواهم