گنج

شمارهٔ ۳ - دامن عاشق

۱۰ بیت
تا دامن از من کشیدیای سرو سیمین تن من
هر شب ز خونابه دلپرگل بود دامن من
بنشین چو گل در کنارمتا بشکفد گل ز خارم
ای روی تو لاله زارموی موی تو سوسن من
ای جان و دل مسکن توخون گریم از رفتن تو
دست من و دامن تواشک غم و دامن من
ای گریه دل را صفا دهرنگی به رخسار ما ده
خاکم به باد فنا دهای سیل بنیان کن من
وی مرغ شب همرهی کنزاری به حال رهی کن
تا بر دلم رحمت آردصیاد صیدافکن من