گنج

شمارهٔ ۳۴ - نغمه نوروزی

۱۴ بیت
گل من بستان گشته رویتچمن از گل شد، چون سر کویت
بلبل از مستیهر نفس نغمه‌ای سر کند
لاله آراید چهر زیبا راسبزه درگیرد روی صحرا را
قطره باران چهره لاله را تر کند
با مینای می آماده کن نی راهان مطرب بزن، ساقی بده می را
کز بلبل آید نغمه نوروزیپر کن قدح از شادی پیروزی
دلدادگان را ای گل صلا دهجامی ز ما گیر بوسی به ما ده
نوگلی پیدا در بهاران کنروی و مویش را بوسه باران کن
هر دم از شادی خنده زن، باده خور پای گل
لاله گر خواهی؟ آتشین رویشسنبل ار جویی تار گیسویش
گل اگر باید چهره او نگر جای گل
شد فصل گل و من دور از آن ماهمای سرو روان، وصلت به جان خواهم
بازآ که چون گل، در کنارم باشیدر نوبهاران، نوبهارم باشی
دلدادگان را، ای گل صلا دهجامی ز ما گیر، بوسی به ما ده