گنج

ساغر خورشید

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابزنند۵ بیت
زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهتاب زنند
شکوه‌ای نیست ز طوفان حوادث ما رادل به دریازدگان خنده به سیلاب زنند
جرعه‌نوشان تو ای شاهد عِلْوی چون صبحباده از ساغر خورشید جهان‌تاب زنند
خاکساران ترا خانه بود بر سر اشکخس و خاشاک سراپرده به گرداب زنند
گفتم: از بهر چه پویی ره میخانه رهیگفت: آنجاست که بر آتش غم آب زنند