نغمهٔ حسرت
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انیداشتم۷ بیت
یاد ایامی که در گلشن، فغانی داشتمدر میان لاله و گل، آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب میسوختم پروانهوارپای آن سرو روان اشکِ روانی داشتم
آتشم بر جان ولی از شکوِه، لب خاموش بودعشق را از اشک حسرت، ترجمانی داشتم
چون سرشک از شوق بودم، خاکبوس درگهیچون غبار از شُکر، سر بر آستانی داشتم
در خزان با سرو و نسرینم، بهاری تازه بوددر زمین با ماه و پروین، آسمانی داشتم
درد بیعشقی ز جانم برده طاقت ورنه منداشتم آرام تا آرامِ جانی داشتم
بلبل طبعم رهی باشد، ز تنهایی خموشنغمهها بودی مرا تا همزبانی داشتم