شعله سرکش
لاله دیدم روی زیبای توام آمد به یادشعله دیدم سرکشیهای توام آمد به یاد
سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستندروی و موی مجلسآرای توام آمد به یاد
بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیملرزش زلف سمنسای توام آمد به یاد
در چمن پروانهای آمد ولی ننشسته رفتبا حریفان قهر بیجای توام آمد به یاد
از بر صیدافکنی آهوی سرمستی رمیداجتناب رغبتافزای توام آمد به یاد
پای سروی جویباری زاری از حد برده بودهایهای گریه در پای توام آمد به یاد
شهر پرهنگامه از دیوانهای دیدم رهیاز تو و دیوانگیهای توام آمد به یاد