سایه آرمیده
لاله داغدیده را مانمکشت آفت رسیده را مانم
دست تقدیر از تو دورم کردگل از شاخ چیده را مانم
نتوان بر گرفتنم از خاکاشک از رخ چکیده را مانم
پیش خوبانم اعتباری نیستجنس ارزان خریده را مانم
برق آفت در انتظار من استسبزه نو دمیده را مانم
تو غزال رمیده را مانیمن کمان خمیده را مانم
به من افتادگی صفا بخشیدسایه آرمیده را مانم
در نهادم سیاهکاری نیستپرتو افشان سپیده را مانم
گفتمش ای پری که را مانی؟گفت : بخت رمیده را مانم
دلم از داغ او گداخت رهیلاله داغدیده را مانم