تشنهٔ درد
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اخواهم۷ بیت
نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهموگر پرسی چه میخواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم
نمیخواهم که با سردی چو گل خندم ز بیدردیدلی چون لاله با داغ محبت آشنا خواهم
چه غم کان نوش لب در ساغرم خونابه میریزدمن از ساقی ستم جویم من از شاهد جفا خواهم
ز شادیها گریزم در پناه نامرادیهابه جای راحت از گردون بلا خواهم بلا خواهم
چنان با جان من ای غم درآمیزی که پنداریتو از عالم مرا خواهی من از عالم تو را خواهم
به سودای محالم ساغر می خنده خواهد زداگر پیمانهٔ عیشی در این ماتمسرا خواهم
نیابد تا نشان از خاک من آیینهرخساریرهی خاکستر خود را همآغوش صبا خواهم