گنج

بهشت آرزو

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ویییافتم۸ بیت
بر جگر داغی ز عشق لاله‌رویی یافتمدر سرای دل بهشت آرزویی یافتم
عمری از سنگ حوادث سوده گشتم چون غبارتا به امداد نسیمی ره به کویی یافتم
خاطر از آیینه صبح است روشن‌تر مرااین صفا از صحبت پاکیزه‌رویی یافتم
گرمی شمع شب‌افروز آفت پروانه شدسوخت جانم تا حریف گرم‌خویی یافتم
بی‌تلاش من غم عشق توام در دل نشستگنج را در زیر پا بی‌جست‌و‌جویی یافتم
تلخ‌کامی بین که در میخانه‌ی دلدادگیبود پر خون جگر هرجا سبویی یافتم
چون صبا در زیر زلفش هرکجا کردم گذاریک جهان دل‌بسته بر هر تار مویی یافتم
ننگ رسوایی رهی نامم بلندآوازه کردخاک راه عشق گشتم آبرویی یافتم