رباعیات
شمارهٔ ۱ای قافله سالار دلی را دریابشمارهٔ ۲چون نیست مرا راه ز بیم خویتشمارهٔ ۳ای سرخ گلت به تازگی چون گل سرخشمارهٔ ۴شوخی که صدش دل نگران می باشدشمارهٔ ۵ز اندیشهٔ این دلم به خون میگرددشمارهٔ ۶کس همچو من از زمانه ناکام نشدشمارهٔ ۷نه حسن تو ای جان جهان می ماندشمارهٔ ۸هر روز به بستر جدائی من زارشمارهٔ ۹در فصل بهار کی کند ابر بهارشمارهٔ ۱۰جانم بلب است و عشق در جانم بازشمارهٔ ۱۱در بزم خودم شبی نمی خوانی حیفشمارهٔ ۱۲گویند ز غم توان شد آزاد از مرگشمارهٔ ۱۳غم نیست اگر به تیغ کین می کشدمشمارهٔ ۱۴گیرم که ز شوق رخ نیکوی تو منشمارهٔ ۱۵دور از رخ تو بدیده و دل ای ماهشمارهٔ ۱۶یار آمد و صد خدنگ در طرز نگاهشمارهٔ ۱۷هر سو گذری جلوه گر ای غیرت ماهشمارهٔ ۱۸آن خواجه که لاف می زد از جود بسیشمارهٔ ۱۹نه مهر و نه مه به این نکوئی که توئی