گنج

شمارهٔ ۴

۶ بیت
مژده ایدل که وقت آن آمدکه ز غم بر کران توان آمد
دشت غم را کنار شد پیدابحر اندوه را کران آمد
وقت تشنیع دشمنان طی شدگاه تحسین دوستان آمد
بلبلی ز آشیان جدا ماندهبار دیگر به آشیان آمد
طایری خورده سنگ جور خسانپرکشان رفت و پرفشان آمد
صاحبا چاکر قدیم رفیقکه ز جور فلک به جان آمد