شمارهٔ ۳۳
این چین فکنده در جبین کیستاین غیرت لعبتان چین کیست
این کیست به دست تیغ بیداداین توسن کین بزیر زین کیست
این گشته به قصد جان کمان کشاین کرده به صید دل کمین کیست
این رشک سهی قدان کدامستاین غیرت سرو راستین کیست
نه دل بکسی گذاشت نه دیناین آفت دل بلای دین کیست
آهم ز غمش به چرخ شد، آهاین کیست ندانم آه، این کیست
تنها نه منم از او چنین زارآن کس که از او نه این چنین، کیست
هر جا که رفیق وصف او گفتآنکس که نگفت آفرین کیست