شمارهٔ ۲۵۰
دلم خواهد که جان در راه خوباندهم شاید شوم دلخواه خوبان
چه خوبی ماه من کز حسرت تورود تا ماه هر شب آه خوبان
به اوج خوبرویی خوبرویانهمه ماهند و آن مه ماه خوبان
به خون افکندن چون من گدایینباشد از تو خواب ای شاه خوبان
رفیق این خوبی من بس به عالمکه هستم بندهٔ درگاه خوبان