گنج

شمارهٔ ۱۲۰

۵ بیت
گفتم آن لعل لب از شیره جان ساخته‌اندگفت نه جان تو شیرین‌تر از آن ساخته‌اند
هست هر عضو تو از عضو دگر شیرین‌ترمگر اعضای تو از شیرهٔ جان ساخته‌اند
نالد از درد به تن هر رگ من پنداریبند بندم چو نی از بهر فغان ساخته‌اند
به هوای گل رخسار تو چون ابر مراداز سر هر مژه خونابه روان ساخته‌اند
راز عشقی که نهان داشتم از خلق رفیقاشک گلگون و رخ زرد عیان ساخته‌اند