گنج

شمارهٔ ۸ - آرزوی مادر

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۸ بیت
جهاندیده کشاورزی به دشتیبه عمری داشتی زرعی و کشتی
به وقت غله، خرمن توده کردیدل از تیمار کار آسوده کردی
ستم‌ها می‌کشید از باد و از خاککه تا از کاه می‌شد گندمش پاک
جفا از آب و گل می‌دید بسیارکه تا یک روز می‌انباشت انبار
سخن‌ها داشت با هر خاک و بادیبه هنگام شیاری و حصادی
سحرگاهی هوا شد سرد زآن سانکه از سرما به خود لرزید دهقان
پدید آورد خاشاکی و خاریشکست از تاک پیری شاخساری
نهاد آن هیمه را نزدیک خرمنفروزینه زد، آتش کرد روشن
چو آتش دود کرد و شعله سر دادبه ناگه طائری آواز در داد
که ای برداشته سود از یکی شصتدرین خرمن مرا هم حاصلی هست
نشاید کآتش اینجا برفروزیمبادا خانمانی را بسوزی
بسوزد گر کسی این آشیان راچنان دانم که می‌سوزد جهان را
اگر برقی به ما زین آذر افتدحساب ما برون زین دفتر افتد
بسی جستم به شوق از حلقه و بندکه خواهم داشت روزی مرغکی چند
هنوز آن ساعت فرخنده دور استهنوز این لانه بی‌بانگ سرور است
ترا زین شاخ آن کو داد باریمرا آموخت شوق انتظاری
به هر گامی که پویی کامجویی‌ستنهفته، هر دلی را آرزویی‌ست
توانی بخش، جان ناتوان راکه بیم ناتوانی‌هاست جان را