شمارهٔ ۱۵۴ - نکتهای چند
هر که با پاکدلان، صبح و مسایی دارددلش از پرتو اسرار، صفایی دارد
زهد با نیت پاک است، نه با جامهٔ پاکای بس آلوده، که پاکیزه ردایی دارد
شمع خندید به هر بزم، از آن معنی سوختخنده، بیچاره ندانست که جایی دارد
سوی بتخانه مرو، پند برهمن مشنوبت پرستی مکن، این ملک خدایی دارد
هیزم سوخته، شمع ره و منزل نشودباید افروخت چراغی، که ضیایی دارد
گرگ، نزدیک چراگاه و شُبان رفته به خواببره، دور از رمه و عزم چرایی دارد
مور، هرگز بهدر قصر سلیمان نرودتا که در لانهٔ خود، برگ و نوایی دارد
گهر وقت، بدین خیرگی از دست مدهآخر این دُر گرانمایه بهایی دارد
فرخ آن شاخک نورسته که در باغ وجودوقت رستن، هوس نشو و نمایی دارد
صرف باطل نکند عمر گرامی، پروینآنکه چون پیر خرد، راهنمایی دارد