بخش ۲۸ - صفت تاثیر اجرام سماوی در عالم کون و فساد
چیست گیتی؟ سرای محنت و غمزحمت او فزون و راحت کم
تا شب آخرین و روز نخستفلک اندر کمین محنت تست
سیر افلاک را مدان به عبثنفس را بر شعور این کن حث
در زمین هر چه جسم و جان داردآسمان صورتی از آن دارد
او برین نور سایه افگندهسایهٔ این به نور آن زنده
اگر آن نور نیک حال بودعیش این سایه بر کمال بود
ور پدید آید اندرین سستینتوان دیدن اندران رستی
در هم این نور و سایه پیوستهسیرت این به سیر آن بسته
چون ازین سایه بازگشت آن نورگشت ازین سایه زندگانی دور
ما چه و درچه پایهایم همه؟چون نه نوریم، سایهایم همه
تو از آنجا چو سایه زانی دورکه نهای هم چو سایه در پی نور
اصل نزدیک و اصل دور یکیستما همه سایهایم و نور یکیست
باز آنها که پیش ما نورندبه حقیقت چو سایه مهجورند
هفت کوکب ز راه پنج نظرگاه زهرت دهند و گاه شکر
در وبال و هبوط و بعد و شرفگه تلافی گرند و گاه تلف
دو جهانگیر و پنج صاحب رخشزیر این طارم دوازده بخش
تر و خشکند و گرم و سرد به همنرم رفتار و تیز گرد به هم
بشدنشان ز خانه در خانهفتنهها در جهان ویرانه
از محاق آفت جهان باشندز احتراق آتش نهان باشند
شبی و روزی و نر و مادهسعد و نحس از پی هم افتاده
ثابتی در مزاج سیاریواقعی در ازای طیاری
این یکی معطی، آن یکی قاطعاین یکی تیره و آن دگر ساطع
باز ازین جمله ثابت و سیارهر یکی با یکی دگر شد یار
نحس با نحس و سعد با مسعودممتزج رنگ هر دو گیرد زود
از روش چون به هم در آمیزندحالهای عجب برانگیزند
هر یکی مقتضی بلایی رایا فتوحی و انجلایی را
داده از اجتماع و استقبالمهر و مه کون را تغیر حال
آمدنشان سوی حضیض از اوجکرده دریای فتنه را پر موج
جرم خورشید را درین درجاتسیصد و شست صورتست و صفات
هر یکی مشکلی پدید آردیا خود از مشکلی کلید آرد
شد زمین چون شکارگاهی شومگرد او حلقهای ز چرخ و نجوم
زان نظرهای تیز و چندان سستآن رهد کو ز رخنه بیرون جست