گنج

بخش ۲۳ - در ترتیب ظهور موالید ثلاثه اول در صفت معدن

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۳۴ بیت
جرم خورشید گرد پیکر خاکمدتی چون بگشت با افلاک
آب و خاکش ز عکس تافته شدتبش اندر دو گانه یافته شد
متصاعد شد از میان دو بخارکه دو روحند و در هوا طیار
روح خاکی کثیف بود و نژندروح آبی لطیف و نیز بلند
روح آبی چو در مشیمهٔ کانمحتبس گشت ز اقتضای زمان
روش آفتاب تابش دادحرکت کرد و اضطرابش داد
بر هوا رفت و آب شد، بچکیدبر زمین گرم گشت و پس بتپید
زان صعود و هبوط پیوستهگشت اجزاش روشن و بسته
زمره‌ای روح مطلقش گفتندفرقه‌ای دهن و زیبقش گفتند
روح خاکی چو پس دخانی بودوندرو اندکی گرانی بود
به یکی معدن احتباسش کردجنبش خویش در حراسش کرد
تپشی دایم اندرو پیوستراه بیرون شدش نبود، ببست
چون بسی روزگارش این شد ورددر گوکان فتاد و شد گوگرد
قدما نفس نام کردندشحکما احترام کردندش
ذکر این نفس و روح راز نهفتشد به جسمی غبار معدن جفت
روح و نفس و بدن مهیا شدکارگاهی ز خاک پیدا شد
نوبتی دیگر از حرارت کانگرم گشت این سه جزو را ارکان
شد ز حر مقام و ضیق محلعقد آن در رطوبت این حل
وین سه را در زمان پیوستنگاه پیمان و دوستی بستن
وزن و قدر ار به اعتدال بودتن مصفا و جان زلال بود
و گر آن آب چون حجر گرددبه مرور زمانه زر گردد
ور بود وزن زیبق افزون‌ترنقره‌ای باشد و نگردد زر
ور ز مساوات و وزن این دو بخارتیره باشد ز اختلاط غبار
نام جسمی چنین حدید بودوین پس از مدتی مدید بود
ور ظلمت عدیم نور شدندوز مساوات و وزن دور شدند
زان تمازج به مذهب هر مسجسد قلع و سرب خیزد و مس
وآنچه ملح و شبوب و زاجاتندهم ز تاثیر این مزاجاتند
هم چنین از دریچهای دگرحال و حکم نتیجهای دگر
تا شد این خاک پر گهر گنجیخلق نامبرده بر یکی رنجی
اصل و بنیاد این جواهر خاکاین دو روحند، با تو گفتم پاک
وین جمیع ار نفیس و گردونندزادهٔ اختران گردونند
زین میان زر بود نتیجهٔ مهرنقره فرزند ماه زیبا چهر
مس و آهن ز زهره و بهرامبهره‌مندند و نور یاب مدام
قلع از مشتری و جیوه ز تیرزحل اندر سرب کند تاثیر