غزل شمارهٔ ۹۲
آن ترک پری چهره، که مانند فرشتستیارب، گل پاکش ز چه ترکیب سرشتست؟
انصاف توان داد که: با لطف وجودشبنیاد وجود دگران از گل و خشتست
زین بیش مده وعده به فردای بهشتمکامروز به نقد از رخ او خانه بهشتست
با قامت او هر که نشاند پس ازین سروبسیار کند سرزنش آن سرو که کشتست
گفتم که: بگویم به کسی درد دل خویشاز خود به جهان یک دل بیدرد نهشتست
جان را نبود قیمت و دل چیست بر او؟کس نام چنین ها نتوان برد، که زشتست
ای اوحدی، از سر بنهی بر خط او نهکامروز کسی بهتر ازین خط ننوشتست