گنج

غزل شمارهٔ ۸۸۴

خانهٔ تحقیق را ماه شبستان توییانفس و آفاق را میوهٔ بستان تویی
از ره صورت ترا آدم خاکیست نامچونکه به معنی رسی صورت رحمان تویی
مهد سلیمان کشید باد به تاثیر مهرمهد سلیمان بهل، مهر سلیمان تویی
داروی دردی که هست از در غیری مخواهدرد دل خویش را دارو و درمان تویی
در کرم‌آباد جود بر سر خوان وجوداول نعمت تراست آخر مهمان تویی
آنکه سخن زاد ازو نی سخن آباد ازوروی سخن در تو کرد زانکه سخندان تویی
دوش طلب گار دوست گشتم و گفت: اوحدیکانچه طلب میکنی دور مرو، کان تویی