غزل شمارهٔ ۸۸
نهان از نهان کیست؟ دلدار ماستبرون از جهان چیست؟ بازار ماست
به دستم ز باغ جهان گل مدهکه بیروی آن نازنین خار ماست
اگر مقبلی هست،در بند اوستوگر مشکلی هست، در کار ماست
بر ما به جز نام آن رخ مگویکه او قبلهٔ چشم بیدار ماست
ندیدی رخش را، ز ما هم مپرسبدیدی، چه حاجت به گفتار ماست؟
چو پندار باشی ز دلدار دورکه دوری هم از پیش پندار ماست
در آن مصر اگر شرمساری بریمازین صاع باشد، که دربار ماست
ز نار غم آن پری شعلهایباین خرقه در زن، که زنار ماست
میان من و او حجاب اوحدیستچو او رفع شد، روز دیدار ماست