غزل شمارهٔ ۷۱۰
خیز و کار رفتنت را ساز دههمرهان خویش را آواز ده
مرغ گل را در زمین پوشیدهدارمرغ دل را در فلک پرواز ده
گر گمان داری ز معنیدان بپرسور کمان داری به تیر انداز ده
چون شوی واقف ز راز آن طرفمژدهای در گوش اهل راز ده
ور بخواهی نیز کردن یاد ماهم به یاد آن بت طناز ده
کس نپردازد سخن چون اوحدیگوش با قول سخن پرداز ده
عشق را آغاز و انجامی نبودساقیا، این جامم از آغاز ده