گنج

غزل شمارهٔ ۷۰۳

ساقیا، خیز و یک دو جام بدهمی گلرنگ لاله فام بده
دهن همچو قند را بگشایبی‌دلان به بوسه کام بده
دلم از شربت حلال گرفتساغری بادهٔ حرام بده
تو غلام که‌ای؟ نمی‌دانمقدحی، ای منت غلام، بده
به سلامت چو میروی، ای بادآن پری را ز من سلام بده
گو که: از نام ما نداری ننگساعتی ترک ننگ و نام بده
همه داری تو هر چه می‌بایدمن چه گویم ترا: کدام بده؟
سخن لعل آبدار بگویخبر قد خوش خرام بده
تا که دیگ وصال پخته شوداوحدی را شراب خام بده