گنج

غزل شمارهٔ ۶۲۸

باغ جهان روی تست، رای گلستان مکنطیرهٔ سنبل مخواه، طره پریشان مکن
گر چه به حکم توایم، بر جگر ریش مازخم، که شاید،مزن، جور، که بتوان، مکن
رای که بود؟ اینکه تو: عاشق بیچاره رادم بدم از درد خود می‌کش و درمان مکن
چونکه به فرمان تست این دل مسکین که گفت:کاندل چون سنگ را هیچ به فرمان مکن
جان و تن ما تراست، دیده و دل نیز همقصد دل و دیده و قصد تن و جان مکن
با همه شکر، که هست در لب شیرین تواین نمکم هر زمان بر دل بریان مکن
اوحدی، ار می‌نهی دل به رخ آن نگارتن به غریبی بنه، یاد صفاهان مکن