گنج

غزل شمارهٔ ۵۹۱

کجاست منزل آن کوچ کرده؟ تا برویمچو بادش از پی و چون برقش از قفا برویم
چو باز مرغ دل ما هوای او داردضرورتست که: چون مرغ در هوا برویم
ز پی دویدن او جز به سر طریقی نیستاز آنکه ترک ادب باشد، ار به پا برویم
ز ما رقیب چو بیگانه بود روز رحیلرها نکرد که با یار آشنا برویم
چنین که در پی او ما گریستیم، عجب!گر آب دیده گذر می‌دهد، که ما برویم
به روز وصل چو امید بود می‌بودمبسوز هجر چو گشتیم مبتلا برویم
بلاست دوری او، اوحدی، بکوش تو نیزمگر پگاه‌تر از پیش این بلا برویم