غزل شمارهٔ ۳۰۲
مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کندراهی سبک بیار، که رطلم گران کند
گیر و گرفت چیست؟ چو با عشق ساختیمبر ما گرفته گیر که وصلی زیان کند
گر مهر و ماه را به در او برم شفیعبر من به جهد اگر دل او مهربان کند
جز دیده و دلم نپسندد نشانهایتیری که چشم و ابرویش اندر کمان کند
دیدیم سروها که نشانند در چمنلیکن کسی ندید که سروی روان کند
صورت کشند و نقش بر ایوان، نه این چنینکش نوش در لب و گهر اندر دهان کند
شاید که اوحدی: بنویسد حدیث خویشبا دوستان حکایت ازین داستان کند