گنج

شمارهٔ ۲۳ - عید صیام

صباح عید صیامی برغبت عرفیکه حسن شاهد معنی زوی گرفته طراز
بعزم سیر مصلی صلا بکام زدیمکه هست ملجا خلد برین عزت و ناز
بگرد مرقد حافظ که کعبه سخن استدرآمدیم بعزم طواف در پرواز
زموج گریه طوفانی از هوای حرمبصحن کعبه مصلی فکندم از شیراز
گذشت در دل عرفی هوای طرف چمنز بسکه ریخت فرو گریه های خون پرداز