شمارهٔ ۲۲ - حسن تعبیر
خدایگانا ! دی بی تو در وثاق امیدنشسته بودم و در بر زمانه کرده فراز
که محرمی زدرم ناگهان درآمد و گفتکه ای ضمیر تواسرار غیب را غماز
بگویمت خبری کز نهایت ندرتنتیجه های خیال ترا بود انباز
همای اوج سعادت فلان که عزت اوبنزد شه بود از عز همگنان ممتاز
چو جعد شاهد دولت بدست عزت داشترکاب شاه پلنک افکن هژبر اندازد
بهشت ناگهش از پی چو روزگار قدیمعنان مصلحت داور لطیفه طراز