شمارهٔ ۱۲ - سعدی و عرفی
دی کسی گفت که سعدی گهراندوز سخنقطعهای گفته، که اندیشه بدان مینازد
گفتم این گوش بدان نغمه سزد گفت آریاینک از پرده عنان سوی تو میاندازد
سخن از عشق حرام است بر آن بیهدهگوکه چو ده بیت غرل گفت مدیح آغازد
حبذا همت سعدی و غزل گفتن اوکه ز معشوق به ممدوح نمیپردازد
گفتم این خود همه عیب است که در راه هنرهرکه این لاف زند اسب دوی میتازد
لوحش اله ز یک اندیشی عرفی کوراآنکه ممدوح بود، عشق بدو میبازد