گنج

غزل شمارهٔ ۹۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اهمناست۴ بیت
مگر زمانه اسیر کمند آه من استکه باز بالش امید تکیه گاه من است
ز دیدن هوس، پاک بین شود چون عشقدمی که حسن تو آلوده ی نگاه من است
صحیفه ای که نگردد به آب رحمت پاکگمان برم که سیه نامه ی گناه من است
دو عالم از اثر شعله ی جمالت سوختبه جر شعاع محبت که در پناه من است