گنج

غزل شمارهٔ ۴۹۴

قافیه: مدیدهایم۶ بیت
خانه زاد محنتیم، آسودگی کم دیده ایمآن چه از غیز زخم بیند، باز مرهم دیده ایم
هر که از آیینه ای بیند جمال کار خویشما فروغ کار در پیشانی غم دیده ایم
تا رضا در دیدهٔ ما کحل همت کرده استطیلسان بخل را بر فرق حاتم دیده ایم
طعن بی توفیقی، ای زهاد، بر رندان بس استچرب دستی های توفیق شما هم دیده ایم
مطلب از عشق است، برهان حکیمان کوته استای بسا بونصر و افلاتون که ملزم دیده ایم
دیده ام از نظم عرفی فیض اعجاز مسیحطبع معنی زاش هم بر قلب مریم دیده ایم