گنج

شمارهٔ ۴۹ - در مذمت می

قافیه: ابتوبه۳۸ بیت
کردم ز شراب ناب توبهوز گفته ناصواب توبه
میساختمش بباده ممزوجبی خستگی از گلاب توبه
در لفظ شراب چون بود آببا تشنه لبی زآب توبه
در وصف بباده چون شریک استصد بار ز شهد ناب توبه
مستانه رود اگر سمندمپایم کند از رکاب توبه
گر عرض کنم زبان مستیاز نشئه کند شراب توبه
گر درد ندامتم بسنجدزآسیب کند عذاب توبه
تا باده بخواب هم نه بینمشاید که کنم زخواب توبه
می دیدم و پیچ و تاب خوردماز خوردن پیچ و تاب توبه
چون دیده ز توبه لذتم کرداز رهزنی شراب توبه
هر دم زنتایج گناهمصد بره کند کباب توبه
صد فوج گنه کشد بیکدمچون تیغ کشد قراب توبه
دل توبه کنان و نفس گویداز توبه ناصواب توبه
در عهد شباب توبه کردمبادا ز می شباب توبه
در کشور هند عشرت انگیزکی دیده کسی بخواب توبه
میلم بفغان و شیون اولی استز آهنگ نی و رباب توبه
لب زهر ترانه چند ریزداز ریزش این لعاب توبه
حسن تنگ بتان چه بینماز دیدن آفتاب توبه
از درگه مرگ باز گشتمتا گفت عنان بتاب توبه
آن را که درنگ تو به روزی استعمرش کند از شباب توبه
در حالت بیم موت کآندمبیدار شود زخواب توبه
زاندیشه مرگ توبه کردمو آنرا نکنم حساب توبه
چون صحت یافتم زتوبشاز صحت ناصواب توبه
نو توبه شدم که خانه فسقبی شبهه کند خراب توبه
زین پس من و عزلت و عبادتوز صحبت شیخ و شاب توبه
از هر که نه، اهل شرع ، پرهیزوز هرچه نه درکتاب توبه
گردد همه گوش و لب ببنددبا هرکه کند خطاب توبه
گو حور و ملک سؤال میکنمن کرده ام از جواب توبه
عرفی چه کنی بتوبه نازشهشدار که شد خراب توبه
از توبه مناز تا نگرددبی مغزتر از حباب توبه
مخروش که تائب از شرابمناگه نشود شراب توبه
منت بکه مینهی که کردیازآب می وگلاب توبه
سی سال ز نفس معصیت زاداکنون دهدش سداب توبه
سی سال گنه خجالتش کو؟گیرم که بود ثواب توبه
بر توبه مدوز کیسه اجرتا نگسلد از عتاب توبه
این بس که بآستین رحمتراند ز رخت ذباب توبه
ما توبه بهر دو دست گیریموز ما کند اجتناب توبه
این بس که و بال ما نگردددر کشمکش حساب توبه