گنج

شمارهٔ ۱۳۷

۵ بیت
ز زلف تو برده ست شبوّی بویازو گشت پر مشک مشکوی و کوی
کجا جوی خون بینی ای دلربایرخان مرا اندر آن جوی جوی
تو گوئی که دل شستم از تو چرادل از من چه شوئی دل از شوی شوی
چو چوگان خمیدست بدگوی مانباشم بچوگان بدگوی گوی
روان موی و اشکست آموی آبچه ارزد بر آب آموی موی